زیست فناوری کشاورزی

مرکز جامع اطلاع رسانی

آیا مهندسی ژنتیک دخالت در خلقت است؟

متن حاضر سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت‌الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک»، هفت صبح روزهای زوج، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس به صورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ایشیا (مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. 

سومین جلسه درس خارج فقه مهندسی ژنتیک استاد رشاد 

زیست فناوری و عرصه الاهیات:
یکی دیگر از ابعاد  بسیار پراهمیت و گسترده‌ای که باید به بحث درباره آن و نیز احکام ناشی از این وجه زیست‌فناوری پرداخت، رابطه زیست فناوری با عقائد دینی است؛ مهندسی ژنتیک مانند برخی  علوم نوظهور دیگر که در بدو ظهور و براساس تصورات اولیه از رابطه و تاثیر و تاثر آن با الاهیاتپاره ای شبهات کلامی را تولید می‌کند. در بادی امر، افرادی با نگاههای سطحی، بعضی شبهات عقیدتی را مبتنی بر داده‌های آن دانش جدید مطرح می‌کنند ؛ در اینجا هم همین اتفاق افتاده است.


آیا مهندسی ژنتیک دخالت در خلقت است؟
گفته می‌شود: زیست‌فناوری در بعضی از موارد مانند، استنساخ،  باصطلاح مشابه‌سازی که با مهندسی روی سلول‌های بنیادی یک موجود زنده  موجود زنده دیگر  به وجود می‌آید، این خلق موجود دوم است، پس دانشمند بیولوژیست و زیست فناور خالق آن بشمار می‌اید  یا دست کم به نحوی شرکت یک انسان در امر خلقتیا دخالت او در افعال الهی و تدابیر الهی در  قلمرو حیات و هستی است. این با توحید مثلا أفعالی -خصوصاً توحید در خالقیت- سازگار نیست!. مگر بنا نیست که فقط خداوند متعال خالق باشد. انسان را، حیوان را، نبات را بیافریند؟ اکنون که دانشمند انسان را استنساخ و مشابه سازی کرده، - العیاذ بالله -کار خدا را انجام می دهد.


آیا خلقت الاهی ناقص است؟
آیا با مهندسی ژنتیک  و از رهگذر با جابه‌جایی و انتقال سلولها ‌ از یک انسان، حیوان،  یا  نبات ،به انسان، حیوان،  یا  نبات دیگر اوصاف انسان، حیوان،  یا  نبات دوم را تغییر می‌دهیم، مثلا ژن مربوط به اوصاف خوبی که در این موجود هست را پیدا می‌کنیم و آن را به موجود دیگر منتقل می کنیم. در نتیجه، آن صفت را در موجود دوم به وجود می آوریم. این آیا به این معنا نیست که درختان، گیاهان یا  حیواناتی که خدای متعال آفریده بوده  ناقص یا ضعیف بوده‌اند؟ بشر دارد با زیست فناوری خلقت این‌ها را تکمیل می‌کند. خدای متعال فلان میوه - مثلاً موز- را که خلق کرده، صورت ارگانیک و طبیعی آن خیلی کوچک، نازیبا، بد مزه و احیاناً ناگوارا است ، اما ما با مهندسی‌ژنتیک این موز را هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی، تغییر می‌دهیم.

اندازه، شکل، رنگ، طعم  و خواصش را تغییر می‌دهیم.  و جهات مثبت و  صفات  مثبت آن را افزایش می‌دهیم و جهات و صفات منفیش را از میان می‌بریم؛ شما یک موزِ به اصطلاح "تراریخته" را در کنار یک موز طبیعیی و ارگانیک بگذارید، می‌بینید که از جهات کمی و کیفی، محصول تراریخته بسا کامل‌تر است.  آیا این به این معنا نیست که خلقت الهی ناقص، ضعیف و پست بوده و با دستکاری و تصرف بشر کامل‌تر شد ؟. بشر نمونۀ برتر از آنچه حضرت باری آفریده بوده پدید آورد.؟ (العیاذ بالله)، این به معنای نقص خلقت نیست؟  به این معنا نیست که انسان به جای خدای باری تعالی آمد و خلقت را تکمیل کرد ؟ اگر خالق  متعال «قادر»، ، «حکیم»، «عادل»، «ذوالفضل»  و «فیاض» است، چرا از همان اول موجودات، اعم از انسان، حیوان، درخت و گیاه را کامل و با اوصاف برتر خلق نفرمود؟ پس بنابراین مهندسی‌ ژنتیک در واقع نشان می‌دهد که خلق ناقص است و با ورود بشر به عرصه خلقت، موجب کمال آفرینش و اکمال خلایق  می‌شود «سُبحانهُ وَ تعالیٰ عَمّا یَقولوُنَ علوّاً کبیراً» (الإسراء: ۴۳).

 

پاسخ به اشکالات کلامی ناشی از پیشرفت مهندسی ژنتیک
این دو نمونه از اشکال کلامی ناشی از اعمال فرایند زیست‌فناوری است که مطرح می‌شود، و برخی اصحاب ادیان بر اساس همین توهمات و تفهمات سطحی و عامیانه گفته اند: مهندسی‌ ژنتیک شرعا ممنوع است! ‌ولی با اندکی تأمل درمی‌یابیم که این سخنان سخت و سست و سخیف است، این توهمات ناشی از آن است که  مطرح کنندگان چنین شبهاتی،
۱. «حقیقت خلقت» (ابداع و ایجاد) را درک نکرده‌اند، میان «ایجاد» و ا«ِعداد» تفاوت نمی‌نهند،
۲. فهم درستی از نقش خالق و باری، مقدِّر و مدبّر عالم ندارند،
۳. «نظام علیّ معلولی» و «سنت‌های حاکم بر حیات و هستی» را نمی‌شناسند،
۴. بین «علت» و «معِدّ» خلط می‌کنند،
۵. به ضرورت دوام فیض آگاه نیستند،
۶. از «خصائص نشئه مادی» بی‌اطلاعند،
۷. «خصائل موجودات مادی» اطلاع ندارند،
۸. به «تداوم تکاملی» (صیرورت) خلقت عنایت ندارند،
۹. از «فرایند لایقفی خلقت» (حرکت جوهری موجودات) آگاهی ندارند، و
۱۰. به «نقش اسباب» در این فرایند تفطن ندارند
هرچند این مطالب مباحث کلامی است، اما بناچار مختصرا به آنها می‌پردازیم، زیرا همین شبهات و توهمات گاه پیش‌فرضهای نظرات و فتاوای ناصواب در زمینه زیست فناوری قرار می‌گیرند.

 


مهندسی ژنتیک با توحید در خالقیت منافات ندارد

اوّلاً: خلق به معنی «ایجاد از عدم» است، و خداوند «فاطر» است، یعنی آفرینش او بی‌پیشنه است، خلفت را از کسی اخذ و اقتباس نکرده است: به تعبیر قرآن «فاطر السموات و الأرض» است (فاطر: ۱)؛ پس غیر از «تصرف و تغییر در اشیاء موجود» است. آنچه در فرایند زیست‌فناوری در خصوص تکثیر موجودات زنده (که بالاترین حد زیست‌فناوری است) رخ می‌دهد «استنساخ» و نسخه‌برداری یا مشابه‌سازی است و تصرف و تغییر در موجودات خلق شده است.

و ثانیاً: «اعداد» یعنی فراهم کردن اسباب و زمینه‌سازی برای خلقت، و این غیر از ایفای «نقش علی» است. بر فرض آنکه فعل و انفعالات واقع شده در فرایند زیست‌فناوری را خلقت بیانگاریم، دانشمند زیست‌شناس با آگاهی از قواننی حیات که حداوند منا جعل فرموده است، تنها نقش اِعدادی و تمهیدی ایفا می‌کند و نه بیش‌تر. زیست‌شناس زمینه تحقق را بر اساس قوانین حاکم فراهم می اورد.

و ثالثاً: بر هستی و حیات «نظام علی ـ معلولی» حاکم است که خداوند این نظام را پدیدآورده، علیت را او وضع فرموده، و خاصیت علیت را حق تعالی به آنچه علت می‌نامیمش بخشیده، و خصوصیت معلولی را او به آنچه معلول می‌نامیمش اعطا فرموده است. این که هرچیزی از هرچیزی پدید نمی‌آید، و اینکه مثلا گندم از گندم و جو از جو پدید می‌اید اثر مشیت تکوینیه اوست.
و رابعاً: خداوند منان پیوسته در حال افاضه هستی و حیات است: «کلَّ یومٍ هو فی شأن» (الزحمن: ۲۹). و حق تعالی [چنان که در برخی متکلمین مسیحی پنداشته‌اند] ساعت‌ساز بازنشسته نیست. او علی الدوام بر اساس سنت‌هایی که جعل کرده و بر جهان جاری ساخته است با اسباب (که انسان نیز در زمزه آن است) در کار تدبیر حیات و هستی است. دانشمند زیست‌شناس ابزار خدا در اعمال قوانین حاکم بر هستی و حیات است، نه خالق هستی و حیات.

به گمان این افراد سطحی‌نگر: گویی خدای متعال همه عالم را، ساخته و پرداخته و به فعلیت نهای رسانده و اسباب خلق و امر را نیز به کناره هستی آویخته، و خودش هم گوشه‌ای نشسته است. در حالی که چنین نیست.

و خامساً: اینان می‌پندارند عالم ماده و نشئه مادی به فعلیت تامه رسیده است، در حالی که نشئه مادی پیوسته در کار فرگشتن است، عالم هماره در حال تکامل است؛ موجود ممکن و مادی همواره در حال شدن است، هرگز به کمال نهایی نمی رسد؛ کمال موجود ممکن و مادی نسبی است، و الا ممکن و مادی نخواهدبود (واجب و مجرد خواهدشد) دلالت عمده نظزیه « حرکت جوهری ملاصدرا» همین است.

انسان در حقیقت ابزار و اسباب خدای متعال است برای ایجاد زمینه و إعداد تحقق خلقت و تکامل خلایقدر آیات مختلفی از کتاب الاهی پاسخ این شبهات  داده شده است.


فعل زیست‌شناس، طفیلی فعل الاهی است
قرآن می فرماید: هم خودتان، آفریده ما هستید؛ هم فعلتان آفریده ما است. در سوره صافات می‌فرماید: " وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ" خود شما را ما آفریدیم، عمل شما را هم ما آفریدیم. یعنی کاری که شما می‌کنید ما می‌کنیم. در نتیجه بشر خالق نیست و اگر فرایند تکاملی حیات و فرگشتیِ زیست، با نقش آفرینی بشر طی می شود این به معنای این نیست که بشر خلقت و خلایق را تکامل می بخشد. بلکه او ابزاری در اختیار خدای متعال برای تحقق خلقت و تداوم خلقت است؛ خداوند سبحان خطاب به پیامبر اعظم (ص) و مؤمنین فرموده است: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیم»( سوره انفال آیه ۱۷) این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنان را کشت! و [ای پیامبر] این تو نبودی که [خاک و سنگ به صورت آنها] انداختی بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست به این وسیله امتحان خوبی از مؤمنان بگیرد. خداوند شنوا و دانا است.

 

پاسخ شبهات زیست‌فناورانه در احادیث
این شبهات  در روایات ما نیز مورد توجه بوده و پاسخ آنها در احادیث اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین )مطرح شده و اشکالات پاسخ یافته است. در کلمات حضرات معصومین  علیهم‌السلام، قطعات و فقرات بسیار دقیق و ارزشمندی داریم که در مقام پاسخگویی به چنین شبهاتی می‌توانیم به آنها تمسک کنیم.  مثلاً حدیثی که -البته متعدد است- از حضرت صادق سلام الله علیه نقل شده است «أَی اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِألاسبابٍ» خدای متعال اباء دارد، (بنا ندارد چنین عمل کند) از اینکه اشیا و امور را جز با  اسباب  انجام دهد. بنا ندارد، نه اینکه نمی‌تواند. بنا ندارد. سنت باری تعالی این است که اشیا و امور را به وسیله اسباب مربوط به خود آن‌ها جریان بدهد و تدبیر